
درین دنیا که همدردی به حال من مسکین نیست طبیـب حاذقم باشد،چـنین درد را تسـکین نیست درین اوضاع که می نوشـند، ز خون مردگان شهر دلا تو چه خوش اندیشـی،که به همــدرد اندیشی...
ادامه مطلب
من زین باده ننوشم،و تو هی باده نشان بـاده از یــاد بِبُردم،و نــبود هیچ نشــان این همہ باده کزین لب گذشت،هوشم بِبُرد انکہ دیوانھ عشقست،زکدام باده بخورد؟...
ادامه مطلب